خرید بک لینک

درباره سایت

دل نوشته هاي يك رامسري

سلام به دوستاي خوبم اميدوارم حالتون خوب باشه اميدوارم از حرف هام خوشتون بياد نظر فراموش نشه ها!!!

امکانات وب

خدایا!

کودکان گل فروش را می بینی؟!

مردان خانه به دوش،

دخترکان تن- فروش،

مادران سیاه پوش،

کاسبان دین فروش،

محراب های فرش پوش،

پدران کلیه فروش،

زبان های عشق فروش،

انسانهای آدم فروش،

همه رامی بینی؟!

می خواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم،

دیگر زمینت بوی زندگی نمی دهد رفیق…!!!

برچسب: رفیق, نویسنده: بي نام و نشون تاريخ: شنبه 6 آبان 1391 ساعت: 1:03

زندگی جریان دارد

حتی در جوهر خودکارم

که تنها بلد است

نام تو را بنویسد

 

برچسب: نام تو, نویسنده: بي نام و نشون تاريخ: شنبه 6 آبان 1391 ساعت: 1:02


چهار فصل کامل نیست
هوای تو هوای

دیگریست...

برچسب: چهار فصل, نویسنده: بي نام و نشون تاريخ: شنبه 6 آبان 1391 ساعت: 0:59

در شهر بودم

دیدم

هر کس به دنبال چیزی می دود

یکی به دنبال پول

یکی به دنبال چهره دلکش

یکی به دنبال لحظه ای توجه چشمان هرزگرد

یکی به دنبال نان

یکی هم به به دنبال اتوبوسی !

اما دریغ

هیچکس دنبال خدا نبود !!!

برچسب: دنبال خدا, نویسنده: بي نام و نشون تاريخ: شنبه 6 آبان 1391 ساعت: 0:46

کدام آدم و حوا ؟
  ما حاصل یک جهش در ژن آفتاب پرستیم
  که به این سرعت رنگ عوض می کنیم...

برچسب: کدام آدم و حوا ؟, نویسنده: بي نام و نشون تاريخ: شنبه 6 آبان 1391 ساعت: 0:43

کلافه ام



درست شبیه لحظه ای که مادربزرگ نمی تواند سوزن نخ کند

برچسب: کلافه, نویسنده: بي نام و نشون تاريخ: شنبه 6 آبان 1391 ساعت: 0:39

اشکهای من از غصه نیست فقط…

چشمهای من خجالتیست

چشمانم به وقت دیدنت ” عرق ” میکند !

برچسب: اشکهای من, نویسنده: بي نام و نشون تاريخ: شنبه 6 آبان 1391 ساعت: 0:37

پیرمردی نارنجی پوش در حالی که کودک را در آغوش داشت

با سرعت وارد بیمارستان شد و به پرستار گفت:خواهش می کنم به داد این بچه برسید.

بچه ماشین بهش زد و فرار کرد.

پرستار : این بچه نیاز به عمل داره باید پولشو پرداخت کنید.

پیرمرد: اما من پولی ندارم پدر و مادر این بچه رو هم نمی شناسم.

خواهش می کنم عملش کنید من پول و تا شب براتون میارم

پرستار : با دکتری که قراره بچه رو عمل کنه صحبت کنید.

اما دکتر بدون اینکه به کودک نگاهی بیندازد گفت:

این قانون بیمارستانه. باید پول قبل از عمل پرداخت بشه.

صبح روز بعد…

همان دکتر سر مزار دختر کوچکش ماتش برده بود و به دیروزش می اندیشید

برچسب: داستان کوتاه (طمع دکتر), نویسنده: بي نام و نشون تاريخ: شنبه 6 آبان 1391 ساعت: 0:35

تو شهر بازی یهو یه دختر کوچولو خوشگل اومد گفت : آقا…آقا..تو رو خدا یه لواشک ازم بخر!!
نگاش کردم …چشماشو دوس داشتم…دوباره گفت آقا...اگه ۴ تا بخری تخفیف هم بهت میدم…
بهش گفتم اسمت چیه…؟ فاطمه…بخر دیگه…! کلاس چندمی فاطمه…؟ میرم چهارم…اگه نمی خری برم.. می خرم ازت صبر کن دوستامم بیان همشو ازت میخریم مامان و بابات کجان فاطمه؟؟ بابام مرده…مامانمم مریضه…من و داداشم لواشک می فروشیم دوستام همه رسیدند همه ازش لواشک خریدند خیلی خوشحال شده بود…می خندید…از یه طرف دلم سوخت که ما کجاییم و این کجا…از یه طرف هم خوشحال بودم که امشب با دوستام تونستیم دلشو شاد کنیم
فاطمه میذاری ازت یه عکس بگیرم؟ باشه فقط ۳ تا باشه اگه ۵۰۰ تومن بدی مقنعمو هم بر میدارم ! فاطمههههههههههههههههه…دیگه این حرف و نزن! خیلی ناراحت شدم ازت سریع کوله پشتیشو برداشت و رفت…وقتی داشت می رفت.نگاش می کردم …نه به الانش…نه به ظاهرش …به آینده ایی که در انتظار این دختره نگاه میکردم…و ما باید فقط نگاه کنیم..فقط نگاه...فقط نگاه...

برچسب: داستان آینده ی یک دختر بچه ی خیابونی, نویسنده: بي نام و نشون تاريخ: شنبه 6 آبان 1391 ساعت: 0:30

همه چیز و همه کس را دوست بدار ،اما به هیچ کس و هیچ چیز دل نسپار. ............
عشق مانند هوا همه جا جاریست،تو نفسهایت را قدری جانانه بکش. ................
تمام محبت های خود را به پای دوست بریز ولی به او اطمینان نکن...............

برچسب: اطمينان, نویسنده: بي نام و نشون تاريخ: شنبه 6 آبان 1391 ساعت: 0:26

تو این دنیا با دوتا جمله عربی به هم محرم میشن

اما با یک دنیا عشق نه...

برچسب: تو این دنیا, نویسنده: بي نام و نشون تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 17:22

میگویند:
اسب نجیب است.
سگ وفا دارست.
روباه حقه باز است.
شیر شجاعست.
خوک شهوت رانست.
خرگوش ترسوست.
الاغ نفهم است.
گرگ خونخوارست.
راستی آدم…
تو که همه اینها را یک جا داری چه جور جانوری هستی…!!!

برچسب: می گویند, نویسنده: بي نام و نشون تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 17:20

ما فکـر میکنیـم بدتـرین درد

از دسـت دادن ِ کسـیه که دوستـش داریم !

امـا …. حقیقـت اینه که :

از دست دادن ِ خــودمـون

و از یــاد بردن ِ اینکه کـی هستیـم ! و چقدر ارزش داریم ….

گـاهی وقتــها خیلــی دردنــاک تـره … !!

برچسب: بدترین درد, نویسنده: بي نام و نشون تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 17:19

طرفت کور نیست

فقط چشاشو

 رو خیلی از بدیهات بسته

 همین !

پس آدم باش ...

برچسب: کور نیست, نویسنده: بي نام و نشون تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 17:18

سلامتي همه عاشقايي كه مثل من با شنيدن جمله "ببخشيد عزيزم" همه

بدي هاي عشقشونو فراموش ميكنن ...

برچسب: به سلامتی عاشقا, نویسنده: بي نام و نشون تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 17:16

نیا باران!
عاشقانه اش نکن!
من و او ما نشدیم!

برچسب: نیا باران, نویسنده: بي نام و نشون تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 17:16

حالا حرفهایمان بماند برای بعد..


دلخوری هایمان..

دلتنگی هایمان..

و تمام اشکهای من..

با او چگونه میگذرد که با من نگذشت؟؟؟!

برچسب: خوش گذشت, نویسنده: بي نام و نشون تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 17:15

یه وقــتایـــی دلــــــت میخــــواد

یکـــی از پشـــت ســـر چشمــات و بگیــــره و ازت بـــپرسه :

اگـــه گفتــــی من کــــی ام ؟ 

تــــو هم دستـــاش و بگیری و بگــــی :

هر کــــی هستــی بمــــون.....

برچسب: یه وقتایی, نویسنده: بي نام و نشون تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 17:14

دختر 5 ساله ای از برادرش پرسید:
معنی عشق چیست ؟؟
برادرش جواب داد :
عشق یعنی تو هر روز شكلات من رو ،
از كوله پشتی مدرسه ام بر میداری ،

و من هر روز بازهم شكلاتم رو همونجا میگذارم ...

برچسب: قصه خواهر وبرادر, نویسنده: بي نام و نشون تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 17:12

گویش دختران در سال 81: عزیزم ، عشقم چرا ناراحتی؟ قربونت برم
گویش دختران در سال 86: عزیزم، عشقم چرا ناراحنی؟ قلبونت برم
گویش دختران در سال 91: عجیجم، عجقم چلا نالاحتی؟ قلبونت بلم
گویش دختران در سال 96: دیبیلیم، عولوپولو، بیلی بولونات!
 

برچسب: گويش دختر ها, نویسنده: بي نام و نشون تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 17:09

خيلي جالبه آنانيكه بودنت راقدرنميكردند,رفتنت رانامردي ميدانند...!!

برچسب: نامردي, نویسنده: بي نام و نشون تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 17:07

هیچ وقت به کفشات نگاه کردی؟
دوهمراه دو عاشق با هم کثیف میشن
با هم تمیز میشن با هم با اب بارون خیس میشن
اگه یکیشون نباشه اون یکی زندگی براش بی معنی میشه
ای کاش ما ادما یکمی از کفشامون یاد میگرفتیم

برچسب: یکم به کفشات نگاه کن, نویسنده: بي نام و نشون تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 17:03

باران بهانه ای است برای من که تو زیر چتر من تا ته کوچه
بیایی،کاش نه بارانی بند می امد نه کوچه پایانی  داشت.........

 

 

برچسب: تنها بهانه تو چیست؟, نویسنده: بي نام و نشون تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 17:02

گاهی دلم میخواد وقتی بغض میکنم خدا از آسمون بیاد پایین اشکامو پاک کنه دستمو بگیره


وبگه:اینجا ادما اذیتت میکنند؟بیا بریم........


 

برچسب: دلت میگیره چیکار میکنی؟؟؟؟؟؟, نویسنده: بي نام و نشون تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 16:58

نميدونم دوستام آهنگ ها رو چطور گوش ميدن!

بعضي صرفا جهت وقت تطف كردن

بعضي واس خاطر موزيكش

بعضي هم واس خاطر معني شعرهاش

هيچكس چه خوب ميگه: سعي كردم گوسفند نباشم علف نخورم

خيلي ساده ولي پر معناست

داره چي ميگه؟

ميگه آقا جان كوركورانه تقليد نكن

تقليد كوركورانه هيچوفت در هيچ زمينه اي درست نيست

يه معلم ديني داريم.ميگه هيچ وقت پسرمو مجبور نكردم تا احكام دين رو انجام بده بعد مدتي خودش كاراشو ميكنه

چه خوبه همه چي رو روش فكر كنيم

الكي انجام نديم

بقول معروف عشقي كار نكنيم

راستي عيد قربان بردوستاي عزيزم مبارك باشه

برچسب: سطحي گوش ندهيم, نویسنده: بي نام و نشون تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 16:41

سلام به همه دوستاي خوبم

خوبين ؟

راستش به چند دليل اين وبلاگ رو ساختم:

1- يه جايي كه حرف هاي دلم رو بتونم بزنم

2-دوستاي خوبي مثل شما پيدا كنم

3-راستش من با سايت هاي زيادي كار كردم اما چون ميخوام درس بخونم سايت رو گذاشتم كنار و فقط يه وبلاگ داشته

باشم كه بتونم به درسم برسم

فعلا باباي

 

 

برچسب: اولين پست من, نویسنده: بي نام و نشون تاريخ: جمعه 5 آبان 1391 ساعت: 16:26

صفحه بندی